کتابی درباره باورها و دروغهای ذهنیای که درباره خودمان میسازیم و بیآنکه متوجه باشیم، مانع رشد و تغییرمان میشوند.
کتاب «دروغهایی که به خود میگوییم» به باورها، توجیهات و داستانهایی میپردازد که گاهی برای محافظت از خودمان در ذهن میسازیم؛ اما همین باورها میتوانند ما را از دیدن واقعیت و حرکت به سمت زندگی بهتر دور کنند.
نویسنده نشان میدهد که انسان همیشه واقعیت را همانطور که هست نمیبیند. ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران، تجربههای گذشته و عادتهای ذهنی میتوانند باعث شوند درباره تواناییها، روابط و شرایط زندگی خود برداشتهایی شکل دهیم که لزوماً درست نیستند. جملاتی مثل «من همینم که هستم»، «دیگه دیر شده»، «من نمیتونم» یا «اگر شرایط فرق میکرد، حتماً موفق میشدم» گاهی بیشتر از آنکه واقعیت باشند، تبدیل به محدودیتهای ذهنی میشوند.
کتاب خواننده را تشویق میکند این باورها را زیر سؤال ببرد و از خودش بپرسد: آیا چیزی که درباره خودم و زندگیام باور دارم واقعاً حقیقت است یا فقط داستانی است که سالها برای خودم تکرار کردهام؟
در ادامه، اهمیت پذیرش مسئولیت، شناخت الگوهای فکری، روبهرو شدن با ترسها و انتخاب آگاهانهتر مورد توجه قرار میگیرد. هدف این نیست که مشکلات زندگی نادیده گرفته شوند، بلکه فرد یاد بگیرد بین واقعیتهای زندگی و برداشتهایی که ذهنش به آنها اضافه میکند، تفاوت بگذارد.
در مجموع، «دروغهایی که به خود میگوییم» کتابی برای خودشناسی و بازنگری در باورهای شخصی است؛ کتابی که میتواند کمک کند محدودیتهای ذهنی خود را بهتر بشناسیم و با صداقت بیشتری درباره خودمان، انتخابهایمان و مسیری که میخواهیم در زندگی طی کنیم فکر کنیم.
تم سایت